سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

356

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

ندارند فلذا به مضمون آنها نمىتوان اكتفاء كرد و فتوى داد . از اين گذشته ممكن است آنها را حمل بر موردى نمود كه برخى از شروط غير از صيغه در آن مختل بوده باشد نظير شنيدن دو شاهد عادل و امثال آن چه آنكه در صورت اعتبار سند اين اخبار و عدم ظهورشان الزاما مىبايد بين آنها و اخبار معارض جمع نموده و بهردو دسته از اخبار عمل كرد و جايز نيست به مجرّد دسته مانعه عمل كرد پس با اعتبار سند آنها نمىتوان از ملاحظه تعارض و اخبار مقابل غمض عين نمود چه رسد بفرضى كه براى سند آنها اعتبارى نباشد چنانچه در مورد بحث چنين است . قوله : يصحّ تعليقه على الشرط : ضمير مجرورى در [ تعليقه ] به [ ظهار ] عود مىكند . قوله : و هو ما يجوز وقوعه فى الحال : ضمير [ هو ] به [ شرط ] راجع بوده و كلمه [ يجوز ] به معناى [ يمكن ] است و ضمير مجرورى در [ وقوعه ] به ماء موصوله راجع است . قوله : و عدمه كدخول الدّار : ضمير مجرورى در [ عدمه ] به [ وقوعه ] عود مىكند . قوله : بل فى المستقبل : يعنى بلكه قطعا در مستقبل واقع مىشود . قوله : لصحيحة حريز عن الصادق عليه السّلام : روايت مذكور را مرحوم صاحب وسائل در ج 15 ص 530 به اين شرح نقل فرموده : محمد بن الحسن باسنادش ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از عبد الرحمن ابن ابى نجران ، از حمّاد ، از حريز ، از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام الى آخر الحديث .